خیلی وقته که با ترسهام روبرو شدم.وقتی آبی رو از دست دادم و بعد زنداییم رو فهمیدم درد داشتن تو استخوان ها چه معنی میده. ولی وقتی علائم بیماریت آغاز به نشون دادن خودت کرد، من معنی تک تک جملات دکتر فرانکل رو فهمیدم. تو به چشمهام زل زدی و من فهمیدم دیگه روحت برای همیشه مارو ترک کرده..وگرنه بهم بگو چرا فراموش کرده بودی من دخترتم؟ من دردارو شبیه به ستارههای توی آسمون قاپیدم و اون هارو شبیه به داروهای صورتی و سفیدت قورت دادم. من اونجا بودم وقتی من رو نمیدیدی و حافظهی کوتاه مدتت درحال فروپاشی بود.من ا
برچسب:
نویسنده: نوید باقری
با یه مشت انسان فاسد دارم میرم شمال:))) و جالبیش اینه شب های کثافت تری رو قراره تجربه کنم..شب هایی پر از نماز و عبادت..پر از رازونیاز....:))
+من کلا انیمه نمیبینم اما پریروز یه انیمه دیدم و عاشقش شدم:) ناکجاآباد موعود قطعا بهترین انیمه برای من بود..
برچسب:
نویسنده: نوید باقری
برچسب:
نویسنده: نوید باقری